حسين قرچانلو
399
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مىشويند و به كمر خود و روى شلوارها كمربندهايى از پشم بافته شده مىبندند كه به آن سفاقس مىگويند . مردها ابدا بدون آن راه نمىروند و در دست خود دو نيزهء كوچك مانند عصا كه سرهاى بزرگ و آهنين دارد و از بهترين آهن مىسازند ، دارند . ملخ خشك شده و نمك زده مىخورند . « 1 » ياقوت در نيمهء اول قرن هفتم هجرى مطلب مهمى دربارهء سوس اقصى ندارد ، فقط مىنويسد : ناحيهاى است كه شهر آن طرقله است . « 2 » به نوشتهء ابن سعيد مغربى ( نيمهء دوم قرن هفتم هجرى ) : شهر سوس اقصى را تارودنت گويند ، و آن بر كنار قسمتى از خشكىاى است كه چهل ميل در دريا پيش رفته است و اين پيشرفتگى خشكى را در آب كنصلى گويند و كشتيها از آن حذر مىكنند . « 3 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء در نيمهء اوّل قرن هشتم هجرى مىنويسد : سوس در كتابها به ماوراء كوه درن از جانب جنوبى تا صحرا ( يا بيابان ) اطلاق مىشود و از شهرهاى سوس درعه است كه گاه به سوس منسوب شود و گاه به سجلماسه . « 4 » در 756 ق / 1355 م ، سلطان ابو عنان ( از بنى مرين ) بعد از يك دوره آشوب و پريشانى در ناحيه سوس ، لشكرى به فرماندهى وزيرش فارس بن ودرار به سوس ( اقصى ) فرستاد و آنجا را تصرف كرد . ابن خلدون مىنويسد : در اين زمان ( دوران بنى مرين ) ناحيهء سوس در سايه اين دولت . . . موطنى بزرگ به پهناى بلاد جريد « 5 » است . . . اين سرزمين در جنوب كوههاى درن واقع است . داراى آباديها و روستاها و مزارع و كشتزارها و شهرها و دژهاست و رود سوس از وسط اين سرزمين مىگذرد . . . و به درياى محيط مىريزد . در دو سوى اين رود مزارع فراوان است و مردم آنجا نيشكر مىكارند . « 6 » لئون افريقى در قرن دهم هجرى ، سوس اقصى را به صورت ناحيهاى بزرگ مشتمل بر چند شهر مهم ياد كرده ، مىنويسد : ناحيه سوس در پشت كوه اطلس در جهت جنوب و در مقابل سرزمين حاحا يعنى دورترين نقطهء افريقا واقع شده است و در سمت غرب از كنار اقيانوس آغاز شده و در جنوب به ريگهاى
--> ( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 227 . ( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 281 . ( 3 ) . كتاب الجغرافيا ؛ ص 124 . ( 4 ) . تقويم البلدان ؛ ص 175 . ( 5 ) . بلاد جريد در جنوب غربى تونس و جنوب شرقى الجزاير و مشتمل بر شهرها و نواحى فراوان است . ( 6 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 295 .